تبليغاتX
!!!تنهایی های سه نفره

دلم را سپردم به بنگاه دنيا
و هي آگهي دادم اينجا و آنجا
و هر روز
براي دلم
مشتري آمد و رفت
و هي اين و آن
سرسري آمد و رفت
ولي هيچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسي قفل قلب مرا وا نکرد
يکي گفت
چرا اين اتاق
پر از دود و آه است
يکي گفت:
چه ديوارهايش سياه است
يکي گفت:
چرا نور اينجا کم است
و آن ديگري گفت
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است
و رفتند و بعدش
دلم ماند بي مشتري
ومن تازه آن وقت گفتم
خدايا تو قلب مرا مي خري؟
و فرداي آن روز
خدا آمد و توي قلبم نشست
و در را به روي همه
پشت خود بست
و من روي آن در نوشتم
ببخشيد، ديگر
براي شما جا نداريم
از اين پس به جز او
کسي را نداريم ....

tempfa.com نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:6 توسط مژده...نجمه...مهسا | tempfa.com

tempfa.com نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:19 توسط مژده...نجمه...مهسا | tempfa.com

عزیزا با یاد و نام او که تو را زندگی جاودان بخشید، آغاز خواهم کرد. در خاطری که تویی، دیگران فراموشند.

پروانه ای از اعماق قلب من برخاست و همراه با فرشتگان به آسمان پرید و هر چه بالا و بالاتر رفت، بزرگ و بزرگتر و عزیز و عزیزتر شد.

و از آن پس آسمان پر ستاره، سرشار از عطر پروانه شد.

هم اینک سراسر آسمان را سفر کرده است، اما آن پروانه قلب مرا تا ابد ترک نخواهد کرد.

مرگ تلخ است و از آن تلخ تر مرگ عشق است که بی او در هر لحظه هزار بار مردن است.

مرگ، چهره ی زیبای او را بوسیده و او را چونان برگ پاییز زرد کرده بود... اما برای من تا آخرین روز خدا سبز و بهاری خواهد ماند.

دریغ که در این جانگدازترین لحظه ی زندگی نه می توانی با او بروی و نه می توانی با او بمانی. تنها با نگاهی، اشکی، وداعی، افسوسی، آهی و ســکــــوت و ســکـوت و سکوت... او را برای همیشه و با تمام خاطرات سبزش به آغوش سرد خاک می سپاری.

چرا که من سیاهم و زمینی، او سپید و آسمانی؛ و چه زجر آور است کسی را که با او جانی را جدایی، نتوانی برای آخرین بار و با آنهمه احساس که تمام سلولهای بدنت او را می طلبند در اغوش بگیری و حرفهای ناگفته ات را برای جسم بی روحش بگویی و تنا یادگاری او که همیشه برایت خواهد ماند، آخرین نگاه اوست.

اینک بین ما دیوارهای سنگی و فاصله ی دیدار به درازای یک عمر است و جان تنها بهائیست برای دیدار تازه کردن.

نازنین! امیدوارم، روزگارت گر بی من بگذرد خوش باد، ای طلایی رنگ... ای تو را چشمان من دلتنگ...

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:58 توسط مژده...نجمه...مهسا | tempfa.com